امام خمينی (ره) و نوآوری در ادبيات انقلاب اسلامی ايران
امام خمينی (ره) و نوآوری در ادبيات انقلاب اسلامی ايران
انقلاب اسلامی ایران مرهون تلاش های رهبرکبيری است که نه تنها پايه گذار انقلابی بزرگ در ايران بر اساس دين اسلام بود، بلکه خالق ادبيات جديدی در انقلاب اسلامی ايران به شمار می رود. امام خمينی (ره) شخصيتی والا بود که گذشته از داشتن ایمان عمیق و وسيع، از بينش و بصيرت کافی در حوزه های دينی ، سياسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار بود. وی با سرآمدی در عرفان الهی ،گفتمانی انقلابی وفرهنگی استقلالی، مبتنی بر باورهای اجتماعی و اعتقادات ارزشی به ارمغان آورد.
امام خمینی (ره) ، توانست با بیان گزاره های دينی، آنها را از حاشیه به متن بکشاند. وی عرصه نوینی را در ادبیات دینی و سیاسی و بستری مناسب را برای شکوفایی ادبیات انقلابی فراهم آورد که مهمترین ویژگی آن زبان صریح و بیان شفاف بود. وی توانست به تبیین و ترویج ادبیات گفتمانی نوین انقلاب از درون بپردازد، تندیس های طاغوت را در هم شکند و از ملتی آرام، مردمی توفانی بسازد.او باکلام نوین خود، توانست به اندیشه ها تابندگی، به دل ها شهامت و به دیدگان بصیرت بخشد و با واژگان خود، رهروان انقلاب را به تمییز سره از ناسره رهنمون سازد و با بهره گیری از ایجاز معنایی عام و سخنان کوتاه و پرمعنا ، نهادهای کلامی را بر زبان ها جاری سازد، به واژه ها معانی انسانی و روحی بخشیده و نگاه جامعه انقلابی را متحول نمايد.در این رابطه می توان به جایگزین سازی »آزاده به جای اسیر»، تلقی «نعمت از جنگ به جای نقمت» و محسوب نمودن شهادت به عنوان پیروزی و اوج عروج روح ملکوتی و هنر مردان خدا اشاره کرد.
امام نه تنها در عرصه سیاست های اعمالی، بلکه در حیطه سیاستهای اعلامی واژه هایی را در ادبیات سیاسی انقلاب وارد کرد که قبل از آن یا وجود نداشتند و یا معانی دیگری از آنها استنباط می شد. وی با ادبیات گفتمانی خود که ناظر بر بسیج مردم برای مبارزه و تداوم قیام تا پیروزی بود، شور و شسوقی وصف ناپذیر را در میان مبارزان مسلمان و مردم انقلابی ایران به وجود آورد و توانست، در شعارهای نهضت و گفتارهای انقلابی و دیدگاههای اعتراضی انسجام و نوعی همبستگی روحی و روانی را در جامعه پدید آورد.
امام خمینی (ره) ادبیاتی را ایجاد کرد که درآن از ادبیات قرآنی، روایی و اصطلاحات حدیثی و فقهی الهام گرفته بود، آن حضرت به معانی مزبور، مفاهیمی سیاسی و ابعادی اجتماعی بخشید و با وضع واژه های ابداعی و انضمامی و مفاهیمی روزآمد و با معنا بخشی نوین به مفاهیمی مستعمل، واژگان سیاسی مذهبی را در ادبیات انقلابی جهان اسلام گسترش داد و ادبیاتی را به ارمغان آوردند که مظهر پیوند اهداف آرمانها، خواسته ها و احساسات به شمار می آمد. ایشان از این رهگذر، ماهیت خواسته ها، اهداف و آرمان نهضت را شناساندند و به تبلیغ و جایگزین سازی ارزش های انقلاب اهتمام ورزیدند و نمادها و نهادهای نظام مطلوب و مصلحانه را در جامعه تحقق بخشیدند.
امام خمینی ( ره) با بهره گیری از واژه های دوگانه ،ادبیات جدیدی را وارد حوزه مبارزه نمودند. قرار دادن استکبار در مقابل استضعاف که هر دو از نمایه های قرآنی نشات گرفته بود. وی توانست کاربرد جدیدی از مستکبرین و مستضعفین را در ادبیات سیاسی اجتماعی جهان اسلام وارد نمايد که تا آن زمان به این گستره و با این معنا مورد استفاده قرار نگرفته بود. قرار دادن « شیطان بزرگ » به عنوان مظهر باطل و سلطه گری در مقابل « نیروی ایمان » به عنوان مظهر حقیقت، الوهیت، شکست ناپذیری و پیروزمندی نهایی، نشانگر اعطای روحیه امید به امت اسلامی و حزب الهی در مورد غلبه بر قوای شیطان و حزب شیطانی بود.
همچنین برقراری تقابل بین «خودی» و «اجنبی» نشانگر تلاش ایشان در گسترش دایره خودی و نفی انشقاق درونی، از رهگذر نامگذاری یکدیگر به تندرو و کندرو.، اهتمام به تجمع و وحدت نیروهای انقلابی داخلی، بسیج و وحدت مجموعه نیروهای طرفدار انقلاب علیه اجانب و ایادی بیگانگان بود.اسلام سدی است در برابر اجانب شرق و غرب. در واقع ایشان امت اسلامی با دیده « نه شرقی و نه غربی» را در مقابل شرق و غرب می دانستند و سیاست تعهد بر مبنای استقلال تصمیم گیری را مهمترین راهبرد سیاست خارجی اسلامی تلقی می نمودند.
از جمله واژگان دیگر « اسلام ناب محمدی» و «اسلام امریکایی» بود که مفهوم اول بر بنیادهای فقه جواهری، اسلام فقاهتی و انقلابی، پیوند دین و سیاست و با توجه به جامعیت دین مبین اسلام استوار بود و واژه دوم اسلام متحجرین، اسلام سرمایه داری، اسلام مرفهین بی درد، اسلام راحت طلبان و مقدس نمایان و جدایی دین از سیاست بود.
ایشان همواره با قراردادن « آزادی اسلامی» در مقابل « آزادی غربی» اعلام می داشتند که « ملت ایران» آزادی منهای اسلام نمی خواهد. چرا که آزادی غربی فحشاء و منکرات را در جامعه رواج می دهد « اسلام منهای روحانیت» و «اسلام با روحانیت» واژگان دوگانه دیگری است که اولی موجب بروز تفرقه، اختلاف و جدایی بین دولت و ملت و حوزه و دانشگاه و دومی موجب وحدت جامعه و مصونیت نهضت اسلامی می شود. ایشان جامعه را نیازمند روحانیت به عنوان طبیب روحانی جامعه می دانستند که پیشتاز عرصه های نبرد برای مقابله با توطئه ها و دسیسه های اجانب به شمار می آید. در عین حال ایشان روحانیت اصیل را از « روحانیون درباری» و نیز افرادی که از طلبگی خارج شده اند متمایز می دانستند.
تقابل «وظیفه» و « نتیجه» در کلام امام،بیانگر اصالت وظیفه و تکلیف گرایی و ضرورت ادای تکلیف و فرع بودن نتیجه بوده ایشان عمل به وظیفه را نوعی مسئوولیت و تکلیف شرعی در جهت خدمت به اسلام و قطع فتنه و دفع دسیسه سلطه جویانه می دانستند که فارغ از نتیجه پیروزمند ظاهری یا شکست ظاهری در جهت «حفظ مکتب» نگهبانی آینده نظام «حفظ چهره اسلام» و حیثیت کشور» ضروری به شمار می آید.
با این منظر، ایشان مناصب حکومتی را نه عنوان سیادت و مقام برتری، بلکه به عنوان نوعی خدمت و مسئولیت «در جهت حفظ اسلام که امانت الهی است» تلقی می نمود.
امام خمینی (ره) پاره ای از واژه ها را به صورت انضمامی در کنار یکدیگر به کار می بردند تا ضمن تاکید بر همزمانی دو واژه و تلقی ایشان از آن دو به عنوان دو بال برای یک پیکر، نسبت به مکمل و متعامل بودن آن مفاهیم با یکدیگر اشاره نمایند. «استقلال و آزادی»، که از بهترین مفاهیم متعامل در کلام آن حضرت بود و نخستین شعار از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی را تشکیل می داد، از نظر حضرت امام مستلزم حاکمیت ملت بر سر نوشت خود با رهایی از قیود وابستگی، اختناق و استبداد بود.از دیدگاه ایشان، آزادی اسلامی با استقلال فرهنگی ملازمت دارد، چرا که استقلال فکری مستلزم خروج از غربزدگی و نفی تقلید فرهنگ غربی وطرد آزادی غربی، یعنی بی بندوباری و فساد و فحشاء است. در عوض آزادی اسلامی در حدود قانون و مطابق فطرت انسانی وسیله ای برای دستیابی به اهداف کلان به ویژه استقلال فکری و فرهنگی به شمار می آید. در واقع، استقلال در تمامی ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی آن و آزادی از جنبه های انسانی و فطری آن دو بال انقلاب اسلامی به شمار می آیند که حضرت امام آن دو را غالبا در کنار یکدیگر به کار می بردند.
وحدت «حوزه» و «دانشگاه» به عنوان دو نهاد تعلیمی و تربیتی که همزمان به تعهد و تخصص و علوم معنوی و فنون جدید اهتمام دارند، از دیگر موضوعات مورد تاکید حضرت امام بود. ایشان ضمن تعیین ضرورت رفع اختلاف و شکاف بین دو قشر روحانی و دانشجو، بر اصلاح نظام آموزشی، سالم سازی فضای فعالیت دانشجویی و « اسلامی شدن دانشگاه» تاکید داشتند.
همچنین نفی علم بدون تهذیب و تخصص بدون تعهد وعلم بدون عمل از سوی ایشان ونیز تاکید بر توام بودن آموزش پرورش و حتی تقدم تربیت و تزکیه بر تعلیم و تربیت، بیانگر تلقی آن حضرت از «علم و تعهد» به منزله دو بال برای رسیدن به مراتب ترقی و تعالی است.
از دیگر مفاهیم تعاملی«احکام اولیه» و «احکام ثانویه» بود. تمایز بین این دو نوع حکم با الهام از کلام امام ان است که منابع حکم اولی ادله اربعه است. ولی منابع حکم ثانوی قواعد فقهی است . احکام اولی همیشگی و دائمی، ولی احکام ثانوی موقتی است.اصطلاح «حکم حکومتی» و «حکم شرعی» نیز از دیگر واژگان تعاملی امام خمینی(ره) بود که مطابق آن تشخیص مصلحت در احکام شرعی را از آن شارع و در احکام حکومتی به عنوان احکام اولیه، از آن ولی منصوب از سوی شارع اعم از پیامبر، امام یا فقیه می دانستند. بالاخره از دیگر واژگان تعاملی مورد تاکید حضرت امام «دولت و ملت».
امام خمینی (ره) با ابداع برخی واژه ها و یا استفاده معانی نوین از واژه های مستعمل، تعابیری یگانه را به منظور جهت دهی به حرکت انقلابی مردم مسلمان و یا نفی جریانهای منحرف وحرکتهای ضد اسلامی و یا ادبیات انقلاب وارد کردند.
به کار گيری واژه «امت» بیانگر تاکید بر هویت اسلامی و استقلال سیاسی پیروان آیین اسلام است که بر اساس آگاهی از تعلق به جامعه بزرگ واحد مبتنی بر برداری اسلامی و ویژگی مذهبی انسانها شکل می گیرد.
واژه ابداعی دیگر ایشان «مصلحت» است که از نظر امام به معنای رعایت مصالح و مقتضیات عصر وتوجه به نقش زمان و مکان در اجتهاد است.
«طاغوت» که از نظر امام مظهر نظم کهن، فاسد و منحط و نمایانگر رژیم های غیر عادلانه،غیر انسانی و غیر توحیدی به شمار می آید، از دیگر مفاهیم موجود در ادبیات گفتمانی حضرت امام است.که به جای حکومت استبدادی، مطلقه و اقتدار گرا به کار می رود.از نظر ایشان ، طاغوت به جای تکیه بر نیروی ایمان بر جنود شیطان اتکاء دارد.
امام خمینی(ره) علاوه بر مفهوم سازی، اقدام به نهاد سازی نیز می نمودند.نامگذاری «مجلس خبرگان» به جای «مجلس موسسان» بیانگر تاکید ایشان بر حضور نخبگان اسلامی، فقهی و حقوقی در دو عرصه تدوین قانون اساسی و تعیین رهبری بود .نامگذاری«مجلس شورای اسلامی» به جای «مجلس شورای ملی» بیانگر تاکید ایشان به اسلامگرایی و نفی گرایی غیر متکی به اسلام بود.تاکید ایشان بر «شورای نگهبان» نشانگر آن بود که به جای «اصل طراز» در مشروطیت باید واژگان جدیدی برای نظارت عده ای فقیه و حقوقدان بر رعایت قانون اساسی وضع شود.
ایجاد نهادهای تاسیسی از قبیل «مجمع تشخیص مصلحت نظام» بیانگر تاکید ایشان بر مصلحت گرایی به منظور رعایت مصالح عالیه اسلام، کشور و ملت است.
اقدام آن حضرت به تاسیس«ارتش بیست میلیونی» نیز بیانگر تاکید ایشان بر راهبرد «بازدارتدگی مردمی » از طریق بسیج آحاد جامعه اسلامی و تجهیز و سازماندهی ملت مسلمان برای دفاع از میهن اسلامی و فداکاری در راه اسلام و کشور است که این امر شور و شعفی وصف ناپذیر را در مردم ایران و به ویژه جوانان ایجاد کرد.
از همه مهمتر نهاد سازی «حکومت اسلامی»،«جمهوری اسلامی» و «ولایت فقیه» نشانگر اهتمام امام به استقرار نظام اسلامی بر پایه رهبری مقتدر و آگاه و ملتی مشارکت جو و مطلع از جریانات اسلامی است.
جمهوری اسلامی از نظر امام با اتکاء به آرای عموم ملت و برای اجرای احکام اسلام و به عنوان «امانتی الهی » به دست همه ملت تاسیس گردیده است .
«ولایت فقیه» که از نظر امام «هدیه الهی » و «تداوم رسالت پیامبر اکرم(ص)و ائمه هدی(ع)» و ضامن حفظ مملکت و نظام به شمار می آید.همانا در جهت اجرا و حاکمیت قانون الهی و ارائه ولایت رسول الله(ص) وضع و تاسیس شده است.
امام خمینی(ره) علاوه بر نهاد سازی، به عبارت پردازی به منظور جهت دهی به حرکت انقلابی مردم مسلمان ایران و جهان اسلام اهتمام نمودند.ایشان به واژگان رایج و مفاهیم موجود معنایی دیگر بخشیدند تا عباراتی را به عنوان راهبرد امت اسلامی در اذهان مسلمانان ترسیخ نمایندو معنا سازی و مفهوم پردازی را از این رهگذر در ادبیات انقلاب رایج گردانند.تعبیر ایشان از ایران به عنوان «مرکز ثقل اسلامی» یا ام القرای جهان اسلام و کانون مبارزه با ابرقدرتهای جان از جمله عبارات متداول ایشان است.
عبارت «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بیانگر ایجاد روحیه حماسی و فرهنگ عاشورایی ،تعبیر «مساجدبه عنوان ستگرها» رویکرد امام به مسجد به عنوان کانونی برای بسیج و سازماندهی حرکت های مقاومت جویانه اسلامی علیه مستکبران و مستبدان ومحلی برای افزایش ارتباطات،آگاهی بخشی و آموزش دهی بود آنجا که می فرمایند:«این مساجد سنگرهای اسلام است.محراب محل حرب است.اینها سنگرند برای اسلام حفظ کنید اینها را.» عبارت «جنگ جنگ تا رفع فتنه» با الهام از آیه شریفه «وقاتلوهم حتی لا تکون فتنه» و جایگزین سازی آن به جای «جنگ جنگ تا پیروزی» نشانگر تاکید ایشان بر ادای تکلیف برای فتنه زدایی و نه اهتمام به پیروزی ظاهری بود. عبارت«راه قدس از کربلا می گذرد» نشانگر تاکید ایشان بر ضرورت اهنمام به مقدمه، قبل از رفتن به سراغ ذی المقدمه ومصلحت حفظ کیان مملکت اسلامی قبل از پرداختن به حمایت از سایر کانون های مبارزات اسلامی است.
تعبیر دیگر امام مربوط به اسرائیل است که آن را «غده سرطانی» و «جرثومه فساد» یاد می کنندو همه مسلمانان را مکلف به قطع شر این موجود غاصب از سر بلاد اسلامی می دانند. تعبیر «صدور انقلاب» به معنای معنویت و پیام انقلاب اسلامی به جهانیان و نه به معنا ی صدور کالا با لشکر گشی یا سر نیزه، از واژگان ابداعی حضرت امام است.
ابداع واژه بسیج که بیانگر ایجا هسته های مقاومت در مقابل شرق و غرب است و نیز «تفکر بسیجی» که طنین نوای دلنشین آن چشم طمع دشمنان و جهانخواران را از کشور اسلامی دور خواهد کرد، بیانگر فرهنگ سازی کلمات امام خمینی(ره) از رهگذر واژگان حرکت آفرین بود.
تعبیر دیگر حضرت امام «حفظ نظام » بود که آن را از اهم واجبات ووظیفه آحاد ملت مسلمان و انقلابی می دانستند.کاربرد واژه آزادگان به جای اسیران نشانگر نگاه مثبت امام به نقش اسارت در آزاد اندیشی و آزادگی مردان خدا بود.ابداع واژه «روز قدس» بیانگر حرکت امام برای نهادینه سازی مقابله جهان اسلام و مستضعفین با استکبار و ایادی آن در منطقه به ويژه رژیم صهیونیستی بود که حضرت امام آن را «روز اسلام» و یوم الله» می دانستند.
همچنین ابداع واژه «یوم الله» وکاربرد آن در مناسبت های مختلف شادی و گاه غم انگیز (در زمانی که از آن استنباط شکست ظاهری و یا حذف جسمانی افراد می شد) بیانگر اهتمام آن حضرت به اعطای روحیه امید با تعمیم این واژه از بعد مذهبی به ابعاد سیاسی در عرصه های داخلی و بین المللی بود که آن را در مناسبت هایی چون روز قدس،15 خرداد ، ۱۷ شهریور و ۲۲ بهمن به کار می بردند.
ابداع واژه «شهید محراب» در مورد بزرگانی چون شهید مدنی، شهید دستغیب، شهید صدوقی و شهید اشرفی اصفهانی، بیانگر نگاه مثبت امام به شهادت به عنوان سعادت وهدیه الهی بود، چرا که موجب زنده شدن مکتب اسلام و پیشبرد اهداف و مقاصد آن می گردید.
تعبیر «دولت خدمتگزار« واژه دیگری بود که بیانگر توجه اسلام به خدمتگزاری ملتها توسط دولتها در ادبیات گفتمانی امام خمینی (ره) بود. تعبیر «حج ابراهیمی» از ابتکارات امام برای فرهنگ سازی «مراسم برائت از مشرکین» در موسم حج بود که قدرت مسلمانان، به عنوان نیروی بزرگ و قدرت سوم جهان را به منصه ظهور می رساند.
واژه «اجتهاد جواهری» نشانگر اهتمام امام به انطباق فقه با تحولات زندگی و نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریها، انفتاح باب اجتهاد از سوی فقهای عدول، پویایی دین مبین اسلام و تلقی فتای به عنوان مظهر پیوند تقنین و تنفیذ است که حضرت امام به صراحت اعلام می داشتند:
این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی دانم.
تعبیر دیگر امام،«سیاست اسلامی» بود که نشانگر آن است که از نظر ایشان اسلام هدف و سیاست وسیله به شمار می آید.
همچنین ایشان با پیوند سیاستهای اعمالی و اعلامی، دوگانگی بین ظاهر و باطن را زدودند و از رهگذر تحریم تقیه بین موضعگیری آشکار و انزجار قلبی ملت مسلمان ایران از استبداد و استعمار ارتباطی ناگسسستنی برقرار نمودند.
حضرت امام از رهگذر تلفیق سطوح تحلیل داخلی و خارجی و ابداع واژگان تعاملی و تقابلی و تعابیر و عبارات حرکت آفرین توانستند خط بطلانی بر نظریه های سایه و ماسک در جامعه اسلامی بکشند. بر اساس نظریه سايه، انسانها با پرهیز از برخورد جسمی با یکدیگر، سعی می کنند از رهگذر تلاقی سایه ها کمترین آسیب را متحمل شوند و نوعی نفاق و دوگانگی را در جامعه ترویج کنند. اما امام با درهم آمیختن جسم و سایه و تاکید بر ضرورت حضور گسترده مردم در صحنه و با شفاف سازی مفاهیم و تعابیر، به مدیریت بحران پرداختند و عرصه نبرد را از هر گونه شائبه ای زدوند.
بر اساس نظریه ماسک انسانها سعی می کنند با ماسک های خود با یکدیگر سخن گویند تا دیگران از مکنونات قلبی، باطنی فکری آنان آگاه نگردند و نظرات خود را از پشت پرده خیال به جامعه عرضه کنند، اما امام خمینی(ره) با برانداختن نقاب از چهره متظاهران، ریاکاران و مزدوران، هویت واقعی ایادی اختناق و استکبار را به مردم نمایاندند و چهره واقعی آنان را برای مردم آشکار ساختند تا جامعه را آفت ظاهرگرایی بازدارند و با ادبیات گفتمانی صریح خود، شیوه ای شفاف را برای بیان واقعیات در جهت تحقق آمال و اهداف اصلاح طلبانه نهضت به منصه ظهور رسانند.
محمد حسن آلاله
1387